در آغوش مرگ
إِنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يُحْيِي وَيُمِيتُ وَمَا لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَلَا نَصِيرٍ (توبه 116):حكومت آسمانها و زمين تنها از آن خدا است .او است كه زندگي ميبخشد و ميميراند. جز خدا براي شما سرپرستي(كه كارهاي شما بدو واگذار شود) و ياوري( كه شما را كمك و از شما دفاع كند) وجود ندارد.
ستایش از آن خداوندیست که حیات و مرگ انسان هادردست اوست ودرود خداوند بر پیامبر اسلام، حضرت محمد(ص) و تمامی یاران او که پس از تحمل رنج فراوان با پوشیدن جامهی وصال، قامت خویش را برای دیدار با حق تعالی به رضایت وی مزین نمودند.
مرگ انسان در دست خداست وکسی مأمور مرگ کس دیگری نیست و اجل هیچ کس به دست فرد دیگری نیست اما چگونه مردن در اختیار انسان است و آنچه نوع مردن را لقب می زند نوع زیستن است و این آیه گویای این بحث است : يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ آل عمران 102 اي كساني كه ايمان آوردهايد آن چنان كه بايد از خدا ترسيد از خدا بترسيد (و با انجام واجبات ودوري از منهيّات گوهر تقوا را به دامان گيريد)و شما(سعي كنيد غافل نباشيد تا چون مرگتان به ناگاه دررسد) نميريد مگر آنكه مسلمان باشيد .
مرگ بوی و صال خالق است که به مشام هرانسانی میرسد و سایه فرح بخش مهربانی خداست که آدمی درگذر سختیهای زندگی زیر آن به استراحت مینشیند تا ازگرمای طاقتفرسای رنجهای زندگی در امان باشد. مرگ امضایی به نشانی پایان طومار آرزوهای انسان است و مهری که نامه حیات آدمی را محرمانه نگه میدارد.اما مهم اینجاست که انسان نامه زندگی خود را چگونه نوشته باشدودر نقاشیهای حرکات خویش چه هنری به خرج داده باشد و یا سمت وسوی آرزوهایش به کدام طرف نشانه رفته باشد ؟ الله یا غیر او؟
عقیده و بینش، رفتار و منش از لحاظ کمیت و کیفیت نقش مؤثری در لحظات طاقت فرسای جان دادن و جان سپردن دارند و سرانجام بعد از مرگ هم مختوم به این دو گزینه است. استوار قدم برداشتن و رو به سوی کمال گام نهادن اساس آرامش در حین مرگ و آسایش پس از مرگ است، ثابت قدم ماندن در دینداری و دعوتگری به همراه خلوص نیت جهت کسب رضایت خدا نشانه ای از کمال انسانیت است.
قرآن وحدیث راز گشای لحظات حساس جان دادن هستند وآن را به خوبی به تصویر میکشند بنابراین به سراغ آیات قرآن واحادیث پیامبر (ص) میرویم تا بهاین حقایق دست یابیم و کوله بار سفراز همین حالا آماده کنیم شاید لحظه ای دیگردر کار نباشد تا بتوان به خوبی فکر کرد و تصمیم گرفت.زیرانه زمانی برای جبران هست و نه فرصتی برای وصیت وسفارش.فَلَا يَسْتَطِيعُونَ تَوْصِيَةً وَلَا إِلَى أَهْلِهِمْ يَرْجِعُونَ (یس50 )( اين حادثه به قدري سريع و برقآسا و غافلگيرانه است كه ) حتّي توانائي وصيّت نمودن و سفارش كردن نخواهند داشت،و حتّي فرصت مراجعت به سوي خانواده وفرزندانشان راپيدا نخواهند كرد.
سایه مرگ
بر هیچ کس پوشیده نیست که طعم مرگ به کام همه انسانها میرسد و اینکه آدمی احساس حلاوت مرگ یا تلخی آن مینماید بستگی به نوع زیستن دارد.كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ وَإِنَّمَا تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ آل عمران 185 هركسي مزهي مرگ راميچشد،وبيگمان به شماپاداش وپادافره خودتان به تمام وكمال درروز رستاخيزداده ميشود درجای دیگرخداوند میفرمایند:أَيْنَمَا تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ وَلَوْ كُنْتُمْ فِي بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ نساء 78 هركجاباشيد،مرگ شمارادر مييابد، اگرچه دربرجهاي محكم و استوارجايگزين باشيد،انسان تصور میکندکه می تواندازدست مرگ فرار کندواندیشه ای همانندپسرنوح درسر بپروراند اما این تصوری محال است زیرا امر خدادرهر زمان و مکانی قابل اجراست، درآیهای دیگر میفرمایند: قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِي تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلَاقِيكُمْ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ جمعه8 بگو:قطعاً مرگي كه از آن ميگريزيد، سرانجام با شما روياروي ميگردد و شمارادرمييابد، بعدازآن به سوي كسي برگردانده ميشويد كه از پنهان و آشكارآگاه است، و شما را از آنچه كردهايد با خبر ميگرداند.با این دیدگاه به سراغ آیه ای دیگر از قرآن میرویم آنجا که
می فرمایند:قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ سجده11بگو:فرشتهي مرگ كه بر شماگماشته شده است،به سراغتان ميآيدوجان شما راميگيرد،سپس به سوي پروردگارتان بازگردانده ميشويد، بنابر این نه تنها راه گریزی نیست بلکه طبق فرمان خدا فرشته مأمور مرگ به سراغ انسان میآید و جان و جسد، روح وتن را دچار هجران میکند تا هرکدام به اصل خود برگردند.
هرکه دور ماند از اصل خویش
باز جوید روزگار وصل خویش
گریز از مرگ به بهانههای گوناگون تصوری کاملاً بچگانه است زیرا کودکی3ساله که بخواهداز دست بزرگتر ها به خاطر خطایش فرارکند اقدامی غیر معمول به شمار میآید چون در چند قدمی فرار به دام میافتد، درایام نفس گیر جهاد هم در زمان پیامبر(ص) چنین تصوری بر منافقان حاکم بود که خدا به پیامبر(ص) چنبن امرمیکند:قُلْ لَنْ يَنْفَعَكُمُ الْفِرَارُإِنْ فَرَرْتُمْ مِنَ الْمَوْتِ أَوِ الْقَتْلِ وَإِذًا لَا تُمَتَّعُونَ إِلَّا قَلِيلًا بگو:اگراز مرگ يا كشته شدن فرار كنيد، اين فرار سودي به حال شما نخواهدداشت، واگر(هم به فرض)سودي داشته باشد، خدا بيش ازچند روزي(اززندگي دنيا)بهرهمندتان نميگرداند، (و روزگار زندگي هر چند طولاني هم باشد كم و ناچيزاست )
فراموش نکنیم که هراقدامی برای فرار ازمرگ(نهسلامتی)بینتیجه است زیرا انسان هر شب یا روز برای استراحت و کسب آرامش در آغوش مرگ میخوابد و شاید دیگرحیاتی نباشدکه به جبران ازدست رفته بپردازد: اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِهَا وَالَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنَامِهَا فَيُمْسِكُ الَّتِي قَضَى عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَيُرْسِلُ الْأُخْرَى إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ زمر42 خداوند ارواح رابه هنگام مرگ انسانهاودر وقت خواب انسانها برميگيرد.ارواح كساني راكه فرمان مرگ آنان را صادر كرده است نگاه ميدارد،و ارواح ديگري را( كه هنوز صاحبانشان اجلشان فرا نرسيده به تن )باز ميگرداند تا سرآمد معيّني (و وقت مشخّصي كه پايان عمر است ).(در اين مسأله ي خواب و بيداري كه همسان مردن و زنده شدن است ) نشانههاي روشني( از مبدأ و معاد و قدرت خدا و ضعف انسانها ) براي انديشمندان است.خدا درشناساندن خود به انسان با انحصار مرگ وی در دست خویش و تکرار شبانه روزی آن چنان به اعماق دل آدمی فرو میرود که گاهی اشک درچشمان انسان به جولان میافتد:وَهُوَ الَّذِي يَتَوَفَّاكُمْ بِاللَّيْلِ وَيَعْلَمُ مَا جَرَحْتُمْ بِالنَّهَارِ ثُمَّ يَبْعَثُكُمْ فِيهِ لِيُقْضَى أَجَلٌ مُسَمًّى ثُمَّ إِلَيْهِ مَرْجِعُكُمْ ثُمَّ يُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ انعام60خدااست كه درشب شما راميميراندودر روز شمارا برمي انگيزاندو او ميداند كه در روز(كه زمان عمدهي جنب و جوش و تلاش و كوشش است)چه ميكنيد و چه فرا چنگ ميآوريد(واين مرگ وزندگيِ که خواب و بيداري نام دارد، پيوسته ادامه دارد) تا مهلت معيّن(زندگي هركس با فرا رسيدن مرگ او)بسرآيد.سپس (در روز رستاخيز همگان)به سوي خدا برميگرديدوآن گاه شمارا بدآنچه (از خوب وبددر دنيا) ميكرديد با خبر ميگرداند(وپاداش و پادافره اعمال رابه صاحبان آنها ميرساند)کمی تأمل:در آغوش مرگ خوابیدن و چاره ای برای هم آغوشی نکردن ؟..........)
درآستانه مرگ
بیان شد که انسان مختاراست نوع مرگ را بر اساس شیوه زیستن انتخاب نماید و این راه کاملا هموار است.وجدا ازاین پابه پای مرگ حرکت کردن نیاز به تدبیروچاره اندیشی دارد که دست به چه اقداماتی بایدبزند تادرآستانه مرگ دچار کمبودنشود زیرالحظات جان دادن کاملاً بحرانی هستند و دانستن فن مدیریت کار ساز نیست بلکه مدیریت امروز نقش آفزینی میکند.
طبق آیات قرآن انسان ها درنوع زیستن، عقیده و عملکرد به سه دسته تقسیم می شوند وَكُنْتُمْ أَزْوَاجًا ثَلَاثَةً واقعه7،این سه گروه عبارتنداز :
سابقین:پيشقدمان درخيرات و پيشاهنگان در حسنات.پيشوايان و رهبران مردم در اخلاق و صفات انساني و انجام اعمال و افعال خداپسندانه ( نگا : مؤمنون/ 61،فاطر/32،توبه/100).مراد پيشگامان و پيشتازان همه ملتهااز آغاز جهان تا پايان آن، درانجام اوامر و دوري از نواهي الهي است، پيغمبران و پيشقراولان اديان آسماني و بزرگان دين و مبارزان راه حق، تشكيل دهندگان اين گروهند. این گروه همان مقربان درگاه الهی هستند أُولَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ آنان، مقرّبان(درگاه يزدان)هستند.بعد از این به نعمتهای اعطایی به آنان اشاره میکند واقعه 15الی 26 اصحاب الیمین:ياران دست راست.آنان كساني هستند كه نامه اعمال را با دست راست دريافت ميدارند(و امّا هر كس كه نامهي اعمالش به دست راست او داده شود،فرياد شادي سر ميدهدو)ميگويد:(اي اهل محشر!بيائيد) نامهي اعمال مرابگيريد وبخوانيد!حاقه/19).
اهل سعادت و ميمنت
اصحاب الشمال یامشأمه:«الْمَشْئَمَةِ » :دست چپيها.سمت چپيها.آنان كساني هستند كه نامه اعمال رابادست چپ دريافت ميدارند(و امّا كسي كه نامهي اعمالش به دست چپش داده شود،ميگويد:اي كاش هرگز نامهي اعمالم به من داده نميشد!حاقه/25 .
افراد بدبخت وتيرهروز. این سه گروه که قرآن ازآنها یادمیکند براساس نوع زندگی که خود آن را انتخاب مینمایند به نعمتهای بهشتی یا عذاب جهنم میرسند اما قبل از حساب پس دادن در روز قیامت در هنگام جان دادن لحظه هایی ازاین دست یافتنیهارا تجربه میکنند.
مقربین: بیان شدکه مقربین کسانی هستند که در ایمان آوردن و انجام امور خیرو دعوتگری پا پیش می گذارند و با این اقدام شایسته به خداوند نزدیکتر می شوند و این همسایگی معنوی و عرفانی با خدا سایهای آرامبخش بر زمان مرگ می گستراند که نتیجهی آن نعمتهایی است که قرآن به آن اشاره فرموده است: فَأَمَّا إِنْ كَانَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ،فَرَوْحٌ وَرَيْحَانٌ وَجَنَّتُ نَعِيمٍ(وامّااگرشخص محتضر)از زمرهي پيشگامان مقرّب باشد،همين كه مُرد، بهرهي اوراحت وآسايش و گلهاي خوشبو و بهشت پرنعمت است.« فَرَوْحٌ ...»:حرف( ف )براي تعقيب است. يعني انسان مؤمن همين كه در آستانه مرگ قرار گرفت ،رَوح ورَيحان و جنت نعيم بهره او ميگردد.
اصحابالیمین: کسانی که درقیامت نامه اعمالشان را با دست راست میگیرند در هنگام جان سپردن به جهان آفرین به گونهای شیرین و دلنواز مورد استقبال قرار میگیرند:وَأَمَّاإِنْ كَانَ مِنْ أَصْحَابِ الْيَمِينِ فَسَلَامٌ لَكَ مِنْ أَصْحَابِ الْيَمِينِ(وامّا اگراز ياران سمت راستيها باشد،از سوي ياران سمت راستيها درودت باد!« سَلامٌ لَّكَ»:درودت باد! مخاطب شخص محتضري است كه پس از تحويل جان به جان آفرين،به ميان اصحاب اليمين خواهد رفت.دردم مرگ سلام دوستان هميشگي او را بدو ميرسانند.
|
أَيْنَمَا تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ وَلَوْ كُنْتُمْ فِي بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ نساء 78 هركجاباشيد،مرگ شمارادر مييابد،اگرچه دربرجهاي محكم و استوارجايگزين باشيد،انسان تصور میکندکه می تواندازدست مرگ فرار کندواندیشه ای همانندپسرنوح درسر بپروراند اما این تصوری محال است زیراامر خدادرهرزمان ومکانی قابل اجراست
|
سکرات موت
بحثی دیگر که در این نوشته شایان بحث است هنگام وداع بااین دنیا است که بسيار سخت و طاقت فرساست و آدمی مدام ازآن میگریزد و از ترس آن چشمان انسان درحدقه به گردش میافتدوقرآن زیبا وگویا آن رابه تصویر میکشد: تَدُورُ أَعْيُنُهُمْ كَالَّذِي يُغْشَى عَلَيْهِ مِنَ الْمَوْتِ احزاب 19 چشمانشان بياختيار در حدقه به گردش درآمده است همسان كسي كه دچار سكرات موت بوده و ميخواهد قالب تهي كند،وَجَاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذَلِكَ مَا كُنْتَ مِنْهُ تَحِيدُ ق 19 سكرات مرگ( سرانجام فرا ميرسد)و واقعيّت را به همراه ميآورد(و دريچهي قيامت را به رويتان باز ميكند، و حوادث و صحنههاي دنياي جديد را كم و بيش نشانتان خواهد داد.بدين هنگام انسان را فرياد ميزنند كه ) اين همان چيزي است كه از آن كناره ميگرفتي و ميگريختي. و اما راه گریزی نیست هَلْ مِنْ مَحِيصٍ ق36 آیا راه گریزی برای فرار از مرگ و حسابرسی و جود دارد؟ مَا لَهُمْ مِنْ مَحِيصٍ شوری 35 هيچ گريزگاه و پناهگاهي(از دست عذاب خدا ) ندارند ( و پيوسته در دسترس قدرت اويند)
گامهایی قبل از مرگ
اینک که راه فراری برای نجات از مرگ و حسابرسی و زمان جبرانی برای از دست نرفته ها وجود ندارد جز چاره اندیشی و انجام اقدامات پیوسته سزاوارانشان دور اندیش نیست.
1-توبه: انسان گاه گاهی حریم مقدس بندگی را میشکند و و جویبار زلال ذکر و یاد خدا راگل آلود میکند، اگر انسان با این حریم پاره پاره و جویبار تیره و تار با پیک مرگ روبرو شود لحظات خوشایندی را در پی نخواهد د اشت بنا بر این بهترین راه چاره این است که دروازه توبه را بگشاید و ره استغفار در پیش گیرد تا به وصال محبوب برسد اما چون نمی داند کی با این مهمان قطعی ناخوانده روبرو میشود باید همیشه تائب باشد و لبی تر و زبانی گویا به استغفار داشته باشد زیرا قبل از مرگ توبه پذیرفتنی نیست، وَلَيْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئَاتِ حَتَّى إِذَا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ إِنِّي تُبْتُ الْآنَ وَلَا الَّذِينَ يَمُوتُونَ وَهُمْ كُفَّارٌ أُولَئِكَ أَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا نساء18توبهي كساني پذيرفته نيست كه مرتكب گناهان ميگردند(وبه دنبال انجام آنها مبادرت به توبه نمينمايند و بر كردهي خويش پشيمان نميگردند)تا آن گاه كه مرگ يكي از آنان فرا ميرسد و ميگويد:هم اينك توبه ميكنم(وپشيماني خويش را اعلام ميدارم).همچنين توبهي كساني پذيرفته نيست كه بر كفر ميميرند( وجهان راكافرانه ترك ميگويند). هم براي اينان وهم آنان عذاب دردناكي راتهيّه ديدهايم.
2-انفاق:صحرای محشر میدانی است که انسان رانیازمند توشههای می گرداند که که مهیاکردن آن دراین دنیا بسیارآسان است وجان دادن لحظهایست که آدمی رامحتاج آذوقهای می نماید که فراهم آوردن آن کاری ساده به نظر میرسد واین کاشت و داشت وبرداشت به هنگام انفاق در راه خدا از روزی خداست که به وی عنایت فرموده است و در زمانهایی بسیار حساس به داد انسان میرسد و انجام چنین امر مبارکی کاملاً ضروریست: وَأَنْفِقُوا مِنْ مَا رَزَقْنَاكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ فَيَقُولَ رَبِّ لَوْلَا أَخَّرْتَنِي إِلَى أَجَلٍ قَرِيبٍ فَأَصَّدَّقَ وَأَكُنْ مِنَ الصَّالِحِينَ منافقون10 از چيزهائي كه به شما دادهايم بذل و بخشش و صدقه واحسان كنيد، پيش از آن كه مرگ يكي از شما در رسد و بگويد:پروردگارا!چه ميشود اگر مدّت كمي مرا به تأخير اندازي و زنده ام بگذاري تااحسان و صدقه بدهم ودر نتيجه از زمرهي صالحان وخوبان شوم؟ !
شهید سیدقطب درتفسیر این آیه مینویسند:((اوهر چیزی را برای غیر خوداز پس خودش جای بگذارد، و بنگرد و چیزی را نیابد که برای خویشتن پیشاپیش فرستاده باشد. این کار حماقت ترین حماقت و زیانبارترین زیان است آن وقت است که همچون زیانباری درخواست میکند و تمنّا مینمایدکه بدوفرصت ومهلت داده شود تااحسان بکند وصدقه بدهد،واز زمرۀ صالحان وخوبان شود!.. کی چنین فرصت ومهلتی بدو داده میشود؟! .))
سخن آخر
وقتی که هرلحظه ممکن است با نامه رسان مرگ مواجه شویم وپاکت نامه حاوی اجل رادریافت نماییم لازم است که علی رغم میل باطنی هم باشد خود را آماده نماییم و دل دنیا گرفته را از قید آن رها نموده و در گلزار خوف خشیت خدا آزاد نماییم وندای قرآن را لبیک گفته باشیم که: أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ حدید 16آيا وقت آن براي مؤمنان فرا نرسيده است كه دلهايشان به هنگام ياد خدا، ودر برابر حق وحقيقتي كه خدا فرو فرستاده است، بلرزد و كرنش برد؟
ترس از مرگ رافراموش کنیم وآن رانقطه پایانی برای زندگی در نظر نگیریم بلکه آن راسرآغازی برای زندگی بدانیم و مرگ را کابوس یا اژدهایی برای آرزوها و رؤیاها نپنداریم.
مرگ را بیشتر یادکنیم چون اثر تربیتی بسیار مناسبی برنفس و روان آدمی دارد و باعث اصلاح نگرش ما نسبت به دنیا و آخرت میشود، مرگ بهترین موضوع برای اندیشه کردن و مراقبه نمودن است.خاموش کردن آتش حرص و طمع، شکستن میل، هوی و هوس،لطیف کردن طبع،کشتن شهوات و خشکاندن ریشههای غفلت، ازآثار دیگر یاد نمودن مرگ است.فراموش نکنیم که راه مرگ راه همواریست که به آسانی می توان آن را طی کرد اگر درس زیست را خوب انتخاب کرده باشیم.
به طاعت جامه ای نوکن ز بهرآن جهان ور نه چون مرگ این جامه را بستاندتو عریان مانی و رسوا سنایی